آرشیدا جونآرشیدا جون، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره

❤✿عشق ما✿❤

مهمانی خاله الهه عزیزو آدریان جون!

1393/3/19 9:16
نویسنده : مامان سارا
218 بازدید
اشتراک گذاری

مامانی !

عسلم ! این هفته خاله الهه دوست داشتنی مون زحمت کشید و یه مهمونی خودمونی گرفت و مارو هم دعوت کرد!

خاله سارا و دلسای نازم هم بودن!

شما س تا شیطون که اولاش شروع به شیطنت کردین!

آدریان دوست داشتنی مهربون و خوش رو و واقعا با شخصیت بود!

دلسا گلی که شیطون و ارومتر بود مثه خانوما!

شما هم شیطون و دقیق بودی و کلی بهت خوش گذشت از حرکاتت معلوم بود!

همه چیز خوب بود و به هم من و هم شما خیلی خوش گذشت!

دست خاله جون الهه  که کلی زحمت کشید و آدریان عزیزم که میزبان عالی بود درد نکنه!بوس

بوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوسبوس

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

معصوم
19 خرداد 93 12:34
ماشالله به سه تاشون اگه یه روزی من دعوتتون کنم شمال پیش ما هم میاین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بخدا دریا داریم جنگل داریم کوه داریم
مامان سارا
پاسخ
قربون خاله عزیزم برم ! خاله جون شما تشریف بیارید تهران خوشحالم میشیم! اگه موقعیتی فراهم بشه که همه با هم باشیم چرا که نه! طبیعت اونجا که واضحه نیاز به گفتن نیست!
پونه
19 خرداد 93 21:13
ای جانم این فینگیلیارووووو
خاله الهه
20 خرداد 93 13:49
خاله جون به ما هم در کنار شما خیلی خوش گذشت مرسی که زحمت کشیدین و تشریف اوردین
مامان سارا
پاسخ
وکلی شیطونی کردین! همه چی عالی بود خاله جونم دستش ما واقعا دردنکنه!این همه گل برای شما و آدریان جونم!
دلسارا
20 خرداد 93 14:17
بهت بگم آرشیدا جون یه جا همزمان تو انگشت کردی تو دهن آدریان و اون دستت رو گاز گرفت و در همون لحظه تو داشتی موهای آدریان رو میکشیدی . تو گریه کردی و آدریان خندید . دلسا هم تو بغل من بود و من نتونستم شما دو تا رو از هم جدا کنم . همه چیز در عرض چند ثانیه اتفاق افتاد. خیلی صحنه خنده داری بود . انشااله که همیشه و همیشه با هم دوست بمونید
مامان سارا
پاسخ
خوب شد گفتی خاله یادم رفته بود بنویسم بدا اضافه میکنم به تکس اصلی! یه جت هم دلسای طفل معصومو دستشو گاز گرفتی طفلی گریه کرد مامانش بردش ارومش کرد! بعله شما اتیش سوزندی قربونت برم! باید سعی کنی که شیطونیاتم طوری باشه که دیگه دوستاتو اذیت نکنی!